................!!!

                                                                       

                                         تولدی دوباره؟


عمرعقاب از همه پرندگان طولانی تر است، می تواند تا 70 سال زندگی کند. برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد . زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد، چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته آن را خوب نگاه دارد . نوک بلند و تیزش خمیده می شود . شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسببند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد . عقاب یا باید بمیرد و یا آن که فرایند دردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد . او باید به نوک کوه آنجا که آشیانه دارد پرواز کند . نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود. پس از کنده شدن نوکش ، باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ، سپس باید چنگال 4 پیش را از جای برکند . زمانی که به جای چنگال های کنده شده ، چنگال های تازه ای در آیند ، آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند . سرانجام ، پس از 5 ماه عقاب پروازی را که " تولد دوباره " نام دارد آغاز می کند و 30 سال دیگر زندگی می کند!چرا؟! چون باید دوباره دگرگون شویم! گاهی باید از خاطرات قدیمی ، عادت های کهنه و سنت های گذشته رها شویم! چگونه آن شویم! بالا رویم! بالا! در سکوت! در شبی تاریک! آن شب کدامین شب است!؟ جامه معصیت را از تن خارج کنیم .